أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
382
قانون ( فارسى )
شدن رگ و گسستن تكرگ است . اگر درد همراه نداشته باشد بدان كه از رودهها نيست و از احشاء ديگر است بويژه اگر نشانيهاى گسستگى تكرگ و سرباز كردن رگها را تشخيص دادى . شايد مادهء اسهالى خونى درد نداشته باشد و از رودهها باشد . اين در حالتى است كه دهانهء رگها بدون وجود سببى ديگر باز شده باشند . كه در اين حالت نيز سلامت است و جاى نگرانى نيست . اگر فصل زمستان خشك و شمالى باشد و بعد از آن بهار پربارش جنوبى و تابستان پربارش باشد ، اسهال خونى بسيار اتفاق مىافتد . اگر زمستان جنوبى و بهار شمالى و كمبارش باشد اسهالى خونى زياد است ؛ بويژه در بدنهاى رطوبتمزاج و در بدن زنان در اين شرايط اسهال بسيار رخ مىدهد . اگر زمستان جنوبى باشد و بهار شمالى باشد و فصل تابستان به درازا كشد ، اسهال و پوست انداختن و خراش روده زياد است ؛ زيرا سبب اسهال خونى و پوستهاندازى رودهها از بسيارى نزله است كه در چنين موسم سال بسيار است . در مناطق جنوبى و با وزيدن بادهاى جنوبى و بارش زياد ، اسهال خونى بسيار رخ دهد ؛ زيرا چنين هوا و حالات موسمى مواد را به حركت درمىآورند و سوراخهاى زير پوست را سست مىكنند ؛ بويژه اگر انسان به نزلههاى شورمزه مبتلا باشد . اگر اسهال و خراش روده از مادهء مرارى باشد و اسهال خونى بدنبال آيد و احساس درد همراه باشد ، وضع بيمار وخيم است و نشان از خوبى ندارد . بويژه اگر قبل از خون مادهء خراطى ( شبيه به خاكهء چوب خراطان ) باشد و بعد از آن خون اسهال شود ، بسيار بد است و دلالت بر اين دارد كه بيمارى در جرم رودهها جاى خوش كرده و ژرفارو است . مادهء خراطى نشان از لخت شدن روده دارد كه رويهء رودهها لخت شده و اين ماده با اسهال آمده است . اگر مادهء اسهالى مادهء خلمى باشد ، بدان كه از رطوبت غليظ منشأ دارد . مادهء اسهالى كه خلمى باشد در تبهاى تركيبى ( دو حالت تب در يك آن يا در اوقات جداگانه ) و برخى از تبهاى معمولى رخ مىدهد - كه اين حالات تب و اسهال ناشى از آنها را بعدا شرح خواهيم داد - و مادهء اسهالى در اثناى تب وبائى اكثرا كفآلود مىشود . اگر مادهء اسهالى پوستهاى است يعنى تو گوئى پوستهء نازك از اندامى بركنده شده مادهء اسهال شده و بيرون ريخته است ، شايد از اثر قرحهء معده باشد و از خراش و پوستاندازى روده نباشد و امكان دارد كه از خراش و پوستاندازى روده باشد و از طبقات و لايههاى رودهها باشد ؛ كه براى تعيين منشأ آن نشانيهايى هست : 1 - اگر مادهء اسهالى - كه پوستهاى و غليظ است - منشأ از رودهء كلفت داشته باشد ، بزرگى قطعههاى داخل مادهء اسهال شده دليل بر بزرگى رودهء منشأ دارد . 2 - اگر قطعه پوستكهاى داخل مادهء اسهال شده و بيرون ريخته كوچك و نازك باشند ، از رودهء باريك آمدهاند . اين نوع از پوستكها كه با اسهال آيند ، وقتى به خارج مىريزند كه بيمار مىخواهد از اجابت مزاج برخيزد . اكثرا چنين مادهاى بعد از حقنهء شستشودهنده به بيرون مىريزد . بقراط فرمايد : « اگر مادهء مدفوع اسهالى از مادهء سودائى باشد و ديرپا باشد و كهنه شود ، اميدى